تأثیر شگرف حمایت اجتماعی در مدیریت بحران کرونا

از موضوعاتی که در سال‌های اخیر مورد توجه بسیاری از صاحب‌نظران حوزه سلامت قرار گرفته‌است، تأثیر مستقیم حمایت اجتماعی و ادراک آن بر سلامت فردی و اجتماعی است. در سال ۱۹۹۷ پژوهشی در یکی از شهرهای کشور برزیل نشان داد کسانی که دسترسی بهتری به انواع حمایت‌های اجتماعی داشتند، علاوه بر داشتن فشار خون متعادل‌تر، اضطراب و افسردگی کمتری تجربه می‌کردند. مطالعات بیشتری از این دست توجهات را به سمت این کشور و مناطق مشابه جلب کرد. چراکه با وجود فراگیری فقر، به علت غنای حمایت‌های اجتماعی وضعیت سلامتی مردم آن بهتر از برخی کشورهای ثروتمند بود. این موضوع نشان‌دهنده رابطه‌ی مستقیم وضعیت سلامت روان بر سلامت جسمی مردم هر جامعه است.

در همه‌گیری کوید ۱۹ نیز مطالعه جالبی در کشور چین انجام شد. این مطالعه که به دنبال سنجش میزان استرس پرستاران بود، با سنجش بیش از ۱۰۰۰ مورد نتیجه گرفت  پرستارانی که مستقیما با بیماران کرونایی سروکار داشتند استرس کمتری تحمل می‌کردند. تحلیل این نتیجه ابعاد گوناگونی از جمله داوطلبانه بودن فعالیت آن‌ها، آمادگی روحی بیشتر، آشنایی با بیماری‌های عفونی و ریوی و تجربه مقابله با سارس در بر داشت. اما یکی از مهم‌ترین عواملی که در این مطالعه به آن اشاره شد، توجه رسانه‌ها و مردم به پرستاران خط مقدم مبارزه با کووید۱۹ بود. سایر پرستاران اگرچه در محیط‌های پرریسک در رفت و آمد بودند اما توجه چندانی به آن‌ها نمی‌شد و طبعاً حمایت لازم را دریافت نمی‌کردند.

ما در کشور خودمان هم به راحتی می‌توانیم مصادیق این حمایت‌ها و یا ضد آن را بیابیم. برای مثال در خصوص قشر پرستاران، تصاویر، عکس‌نوشته‌ها، توئیت‌ها و استوری‌های کاربران شبکه‌های اجتماعی که کم و بیش به دست آن‌ها می‌رسید در این زمینه بسیار مؤثر و مثبت بود و مصداق قدردانی کلامی محسوب می‌شد. از سوی دیگر عدم رعایت پروتکل‌ها و تداوم سفرهای غیرضروری برخی از شهروندان به صورت عملی برای قشر پرستاران و سایر کادر درمان ضدانگیزه محسوب می‌شد و در واقع عملا با عدم حمایت مواجه می‌شدند. این نکته ظریفی است که فارغ از بحث همه‌گیری و باورهای جامعه نسبت به آن، مورد بی‌توجه‌ای واقع می‌شود.

اگر بار دیگر با توجه بیشتر پیش‌فرض تأثیر وضعیت سلامت روان بر سلامت جسمی را در نظر بگیریم و این پیش‌فرض و نتایج مطالعات را به دیگر اقشار درگیر با همه‌گیری کرونا و مسائل حوزه سلامت تسری دهیم، خواهیم دید که تأثیر آن تا چه حد می‌تواند عمیق باشد. در مدیریت سلامت یکی از پایه‌های اساسی اقدام (و شاید اصلی‌ترین آن) جامعه است.

کوچک‌ترین هیجانی می‌تواند این پایه را شکننده سازد و اگر حمایت اجتماعی توسط آحاد جامعه احساس نشود در عمل تضعیف خواهد شد. بنابرین ادراک حمایت اجتماعی علاوه بر ارائه‌دهندگان خدمات حوزه سلامت برای خود جامعه نیز بسیار حائز اهمیت است. حال در این زمینه باید به چند پرسش اساسی پاسخ داد: وضعیت دسترسی به حمایت‌های اجتماعی در جامعه کنونی ما چگونه است؟ ادراک (افراد) جامعه نسبت به این حمایت‌ها چیست؟ توجه به مقوله حمایت اجتماعی و ادراک آن وظیفه چه نهادهایی است؟ عملکرد این نهادها در دوران همه‌گیری کرونا چطور بوده؟  اساساً قبل از کرونا چه برنامه‌ها و اقداماتی در این زمینه انجام شده تا چه حد اثربخش بوده‌است؟

امید است تجربه وقایع این همه‌گیری و درس‌آموخته‌های آن با کاهش شدت آن فراموش نشود و مبنای برنامه‌ریزی‌های آتی واقع شود.

پانویس

منابع

  • Emergency Stress Management among Nurses: A Lesson from the COVID-19 Outbreak in China-   Cross-Sectional Study. – 2020
  • The Cultural Construction of Social Support in Brazil: Associations with Health Outcomes – 1997

نوشته های مرتبط

فرم ورود به سایت هسته سلامت مرکز رشد

ابتدا باید وارد حساب کاربری خود شوید